10 اشتباه همسران جوان در ابتدای زندگی مشترک
10 اشتباه همسران جوان در ابتدای زندگی مشترک

10 اشتباه همسران جوان در ابتدای زندگی مشترک

image

روزها و ماه های اول زندگی مشترک روزهای حساسی است، از این جهت که دختر و پسر جوان (همان عروس و داماد) تازه با یکدیگر زیر یک سقف رفته اند و شرایط جدیدی را تجربه می کنند. در این شرایط خاص، رفتار زوج های جوان بسیار مهم است، اینکه چقدر مهارتهای ارتباطی را یاد گرفته اند و می توانند آن را در زندگی واقعی به کار بگیرند. در این مقاله 10 تا از مهمترین و عمومی ترین این اشتباهات را برایتان بیان می کنیم. لطفاً این مقاله را به دست زوجین جوانی که می شناسید برسانید. مثل همیشه هوای شما و عزیزانتان را داریم:

1. فکر نکردن به فردای ازدواج:
بعضی از همسران جوان آنچنان سرگرم جشن ازدواج میشوند که نمیدانند درگیر چه مسائلی شده اند. شما متاهل شده اید. جشن ازدواج شاید سرگرم کننده باشد اما فقط یک روز است. اکنون شما ناچارید با یکدیگر زندگی کنید، با هم کنار بیایید و تشکیل خانواده دهید. از برنامه های جشن و بازتاب آن، از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان لذت ببرید، اما تمام مدت، تصویر بزرگتری را در ذهن داشته باشید.

2. تلاش برای عوض کردن خلقیات همسر:
به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کرده اید که عاشقش بوده اید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرز چشمگیری تغییر نمی کنند. پس بهترین اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوتهایی که با دیگران دارد، دوست بدارید. 

3. رابطه بد با خانواده همسر:
اگر تا این لحظه به رابطه شما با خانواده همسرتان لطمه وارد شده، دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشید. اولین نفری باشید که صلح را برقرار می کند، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها کسی که آزرده خاطر می شود، همسرتان است که احساس می کند بین شما گیر افتاده است.

4. مشاجره به جای گفتگو:
پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان کمکی نمی کند. گفتگوی آرام و منطقی، شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خود را کنترل کنید، زندگی تان را به مخاطره میاندازید. 

5. کوتاه بودن افق دید:
هیچکس دوست ندارد درباره مسائل سنگینی مثل کنترل مسائل مالی، راه های ممکن در صورت بچه دار نشدن و نحوه آمادگی برای اتفاقات پیشبینی نشدهای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل شده اید چاره ای جز صحبت درباره این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسائل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسائل با همسر خود صحبت کنید و درصورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما آن را نادیده نگیرید. 


6. دعواهای بیهوده:
هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسائلی بحث میکند، از باز گذاشتن سر خمیردندان تا آویزان کردن لباس روی دستگیره در که در نظر دیگران بی معنی است. بحث های خود را برای مسائل مهمتری نگه دارید. این دلخوری ها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جورابهای کثیف روی زمین است، باید خودتان را خوش شانس بدانید.

7. حسادت:
همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان میشود که تصور میکند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این کار میتواند سمی در رابطه شما با همسرتان باشد.

8. زندگی کردن مانند مجردها:
اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشکال نداشت که مجرد بودید و هیچ کس در منزل منتظر شما نبود. به عنوان یک فرد متاهل، انجام بعضی کارها شایسته نیست. شما میدانید درست و غلط چیست، پس کار درست را انجام دهید.

9. غرور در زندگی مشترک:
زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار میکند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترکشان انجام نمی دهد. او اجازه میدهد غرور و روشهای حل مشکلات و عشق و علاقه او، به همسرش راه پیدا کند و رابطه آنها به نتیجه برسد. باید ملایمتر باشید و راهی پیدا کنید که مسئولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.


10. با هم نبودن:
باید مانند یک گل از زندگی مشترک خود مراقبت کنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد کرد. بنابراین، باید برنامه ریزی کنید تا مدت زمان بیشتری را در کنار همسر خود باشید.

حالا که این مطلب را خواندید لطفاً نگاهی به خودتان بیندازید، ببینید شما و یا همسرتان تا چه اندازه ای این اشتباهات را مرتکب می شوید؟ یا اگر مجرد هستید آیا از این اشتباهات خبر داشتید؟ 

 اگر تاکنون با این اشتباهات ، رابطه تان را خراب کرده اید و بین شما و همسرتان دلخوری های زیادی به وجود آمده، نگران نباشید. ما در حل این مشکلات و بالابردن آگاهی شما و کیفیت زندگی مشترکتان کنارتان هستیم. کافی است با ما ارتباط برقرار کنید، ما مشتاق آن هستیم:

در فضای مجازی (اینترنت) با همسرم چگونه باشم؟
در فضای مجازی (اینترنت) با همسرم چگونه باشم؟

در فضای مجازی (اینترنت) با همسرم چگونه باشم؟

image

1. در دنیای مجازی نیز اولویت با همسرتان است
فرض کنید صبح از خواب بیدار می‌شوید و متاسفانه چشم‌هایتان را هنوز درست و حسابی باز نکرده دستتان را به سمت گوشی می‌برید. از آن طرف نامزدتان ۲ ساعت پیش از خواب بیدار شده و بی‌صبرانه منتظر پیام صبح بخیر شماست. یا نه اصلا همسرتان وقتی از خانه بیرون رفته که شما خواب بودید. منتظر است حالی از او بپرسید. یا مثلا همسر یا نامزدتان چشم انتظار شماست تا از سفر برگردید یا ساعت کاری، کلاس و امتحانتان تمام شود و خبری از شما برسد. اما در عوض شما چه کار می‌کنید؟ وارد هزار تا شبکه اجتماعی می‌شوید و برای ۵۰ نفر کامنت و بوس و قلب می‌گذارید اما به او پیام نمی‌دهید. شما جای همسرتان باشید چه حالی می‌شوید؟ همانطور که هر روز صبح اول به همسرتان صبح بخیر می‌گویید نه همسایه طبقه بالایی در دنیای مجازی هم اولویت اول با همسر است.


2. بی‌خیال حرف‌های مهم و حیاتی بشوید
 شاید راحت‌ترید گله و شکایتتان را رو در رو با همسرتان در میان نگذارید یا درباره موضوعی مهم غیر حضوری صحبت کنید. اما باید بدانید در دنیای چت بدون شنیدن لحن و دیدن زبان بدن طرف مقابل حداقل ۹۷ درصد از معنایی را که شخص می‌خواهد به شما منتقل کند، دریافت نخواهید کرد.
تا به حال برایتان پیش نیامده است که لحن جمله‌ای از نامزدتان را درست متوجه نشوید و به خاطر همان جمله بساط دعوا را علم کنید؟
سعی کنید در دنیای مجازی بی‌خیال حرف‌های مهم و اساسی بشوید و بیشتر مکالماتی را که شبهه‌ای ایجاد نمی‌کند پیش ببرید.


3. متعهد بودن خود را ابراز کنید
در دنیای مجازی متعهد بودن خود را به همسرتان و دیگران ابراز کنید. منظورم این نیست که هر روز از کله، چشم و دست همسرتان عکس بگذارید و زیرش بنویسید حضرت عشق و ما را هم دیوانه کنید، نه. حتی منظورم این نیست که بالای اکانتتان عکس بوس و حلقه بگذارید و
بنویسید married با @فلانی، نه! با رفتارتان نشان بدهید که آدم متعهدی هستید. هر کسی را فالو نکنید، حضور هر کسی را در صفحه‌تان نپذیرید. هر تصویری را منتشر نکنید. هر چیزی را لایک نکنید و با هر کسی وارد گفتگو نشوید. به نحوی با دیگران ارتباط نگیرید که گمان کنند شما تنها و غیرمتاهلید.


4. در دسترس باشید
آن وقت‌ها که موبایل نبود آدم‌ها صبح می‌رفتند و شب می‌آمدند. تماسی هم با آنها نداشتیم، نگرانشان هم نمی‌شدیم، اما حالا کافی است جواب پیامی را دیر بدهیم و گوشیمان خاموش باشد، دیگران سریعا نگران‌مان می‌شوند. همیشه برای همسر خود در دسترس باشید. اگر مدتی نمی‌توانید پاسخگو باشید حتما از قبل اطلاع بدهید. اگر پیامی را می‌بینید و نمی‌توانید همان موقع پاسخ دهید حتما بگویید که بعدا جواب خواهید داد. اگر برای دیگران last seen recently هستید حتما برای همسرتان این گزینه را حذف کنید تا از زمان آنلاین بودن شما با خبر باشد. همه این توصیه‌ها قرار نیست به پلیس بازی و چک مداوم ختم شود تنها قرار است مایه امنیت خاطر همسرمان باشد.


5. مجازی کردن دعوا ممنوع
دعوا را مجازی نکنید. دعوای طوفانی و سختی را پشت سر گذاشته‌اید، قبول! اما بلاک کردن حتی به صورت موقت دردی از شما دوا نمی‌کند. این کار مثل برداشتن بالش و خوابیدن توی هال است. با هم دعوا کرده‌اید اما باید متعهد باشید که جواب پیام‌ها و تلفن‌ها را بدهید. قرار نیست قربان صدقه هم بروید اما قرار هم نیست همسرتان را که زنگ زده سر راه ماست بخرید، بی‌پاسخ بگذارید. قرار نیست دنیای مجازی به عرصه‌ای برای انتقام تبدیل بشود و به وسیله بی‌خبر گذاشتن همسرتان، seen کردن و جواب ندادن و همزمان صحبت با دیگران در گروه‌های مشترک و کامنت گذاشتن در صفحه غریبه‌ها انتقام دعوای دیشب را از او بگیرید.


6. پشتیبان یکدیگر باشید
همسرتان مسخره‌ترین پیام دنیا را در گروه فامیلی فوروارد کرده؟ یا مثلا برداشته عکسی از شما را توی گروه فرستاده که چشمتان چپ افتاده، جاری عزیزتان هم پیام داده چه خوشگل شدی مژده جون و چند تا اسمایلی بدجنس هم گذاشته پشتش؟ یا نه اصلا همسرتان در ارتباط با مساله‌ای مخالف موضع شما در جایی اظهار نظر کرده. در هر صورت هرگز اجازه ندارید جلوی دیگران با یکدیگر مخالفت کنید یا پشت هم را خالی کنید. همدیگر را مسخره نکنید، نسبت به هم انتقاد نکنید. مخالفت را بگذارید برای خلوت خودتان. سعی کنید در دنیای مجازی نسبت به پست یا پیام همسرتان بازخورد به خصوص از نوع مثبت بدهید. مثلا وقتی شعری توی گروه می‌فرستد حتما اظهار نظر کنید، بگویید که قشنگ بوده و مقادیر کافی استیکر و ایموجی بوس و قلب ارسال نمایید.


7. حساس نباشید و حساسیت ایجاد نکنید
خواندن تک‌تک کامنت‌ها و منشن‌ها و چک کسانی که پست همسرتان را لایک کردند، همچنین چک گوشی همسر فقط باعث ایجاد یک وسواس فکری آزاردهنده در شما می‌شود. چک مدام باعث می‌شود ذهنتان دست به داستان‌سرایی را بزند و کسی را که سه پست متوالی برای همسرتان کامنت گذاشته متهم کنید به نظر داشتن به او. دورادور رصد کنید، ببینید اما مدام چک نکنید اگر هم رفتاری نامناسب چه از جانب همسر و چه از جانب دنبال‌کننده‌های او رخ داد حتما موضوع را مستقیم و بدون نیش و کنایه با او در میان بگذارید. مثلا خیلی راحت بگویید من احساس می‌کنم فلانی به این دلیل و آن دلیل با تو بیش از حد صمیمی شده و این موضوع من را اذیت می‌کند. همینطور از حرکت‌هایی که همسرتان را حساس می‌کند اجتناب کنید. مثلا اگر نسبت به کسی حساس است برایش منشن و کامنت نگذارید.


8. همزمان با چند نفر چت نکنید
حتما این تجربه را داشته‌اید. اینکه کسی توی چت فقط با شما نیست و احتمالا دارد هزار تا کار دیگر همزمان انجام می‌دهد. چه حسی به شما دست می‌دهد؟ لطفا این کار را با همسرتان انجام ندهید. همزمان با دیگران چت نکنید یا به دیگر شبکه‌های اجتماعیتان سر نزنید. اگر مجبور به این کار هستید مثلا در گروه کاری گیر افتاده‌اید حتما اطلاع بدهید و اجازه بگیرید.

تأثير طلاق بر فرزندان
تأثير طلاق بر فرزندان
دکتر ندا رحیمی

تأثير طلاق بر فرزندان

image

زن و شوهرها از هم جدا مي شوند معمولا به اين دليل كه هر دوي آنها به اين نتيجه رسيده اند كه وقتي زندگي زناشويي خود را پايان دهند مي توانند حال روحي بهتري را تجربه كنند و شادتر باشند يا اينكه ماندن در كنار هم را غير قابل تحمل و عذاب دهنده مي دانند.
فرزنداني كه از طلاق بر جاي مي مانند با مسائلي مواجه مي شوند كه زندگي و سلامت روان آنها را تحت تأثير قرار مي دهد، مانند تشويش آنها از تنها گذاشته شدنشان توسط والدين و از دست دادن والدين، باز خوردهاي دردناك و ناراحت كننده اطرافيان، كمبود هاي عاطفي در اثر نديدن يا كم ديدن يكي از والدين يا هر دوي آنها و ...
لازم است زن و مردي كه از هم جدا مي شوند با كسب اطلاعات درست و آموختن مهارتهاي لازم و حتي شركت در جلسات مشاوره بعد طلاق به سلامت روان فرزندان و حتي خودشان كمك بكنند.

چگونه كودكان با مسأله طلاق والدين بهتر كنار مي آيند؟
وقتي زن و مردي تصميم به جدايي مي گيرند بهتر است كودك خود را از پيش با مسأله طلاق آشنا كنند تا درك و پذيرش تمام مراحل آن به مراتب برايش راحت تر شود و چنانچه اين آشنايي اتفاق نيفتد امكان ابتلاي كودك به ترسها و نگرانيهاي حاصل از جدايي پدر و مادر، مثل ترس از تنهايي و ترك شدن افزايش مي يابد كه اين تشويش ها به شدت سلامت روان كودك را در معرض خطرات جبران ناپذير قرار مي دهد و در آينده باعث بروز مشكلات رفتاري و مسائل عاطفي در كودك مي شود.
بهترين راه اين است كه والدين چندین روز قبل از جدايي فرصت كافي براي درك اين مسأله را به فرزند خود بدهند و تا آمادگي لازم در فرزند ايجاد نشده، جدا نشوند يا فرزند را ترك نكنند.


براي آسيب كمتر كودك از طلاق پدر و مادر چه بايد كرد؟
براي آماده كردن كودك و كنار آمدن بهتر او با مسأله طلاق پدر و مادر، بهتر است پدر و مادر كودك را با مسائل زير آشنا كنند:
-درباره اينكه چرا طلاق رخ داده است، به گونه اي كه كودك متوجه موضوع شود، بدون اينكه اعتبار پدر يا مادر نزد كودك خدشه دار شود.
-بعد از طلاق پدر و مادر، كودك بايد انتظار چه مسائل و رخدادهايي را داشته باشد و چگونه با آنها مواجه شده و آنها را حل كند.
-كودك اطمينان يابد كه در رابطه خوب او با پدر و مادر خللي وارد نخواهد شد و او مي تواند محبت، توجه و مراقبت آنها را داشته باشد.
با توضيح دادن اين موارد و بحث مفيد راجب آنها مي توان آسيب پذيري كودك را راجب طلاق پدر و مادر كمتر كرد و در او آمادگي و توان مورد نياز را براي كنار آمدن با اين حادثه به مقدار خوبي ايجاد كرد.

همكاري والدين بعد از طلاق چه تأثيراتي بر فرزندان و سلامت روان آنها دارد؟
فرزند بعد از طلاق پدر و مادر نياز دارد با محيط جديد سازگار شود.يكي از مواردي كه به سازگاري درست فرزند با شرايط جديدش منجر مي شود،همكاري والدين با يكديگر براي تربيت سالم فرزندان است.
در خيلي از مواقع زن و مرد با رنجش، خشم و عدم اعتماد از هم جدا مي شوند، آنها بايد بدانند كه احساسات فرزندانشان نسبت به همسر سابقشان متفاوت از احساسات آنها نسبت به اوست، پس بايد تلاش كنند با پذيرش اين واقعيت، هيجانات منفي خود را مديريت كنند، هيجانات مخرب و منفي خود را به فرزندانشان انتقال ندهند و يكديگر را نزد فرزندان تحقير و بي ارزش نكنند تا بتوانند احترام خود را نزد فرزندانشان حفظ كنند. آنها باید بتوانند تربيتي سالم و با اقتدار را براي فرزندانشان رقم بزنند و از سلامت روان فرزندانشان مراقبت كنند.
همچنين ضروري است كه والدين بعد از طلاق در مورد مسائل فرزندانشان با هم همكاري و در يك مسير با مقصد مشترك قرار بگيرند و از هم جانبداري كنند تا تربيت فرزندان به بهترين و مناسب ترين روش انجام گيرد.

دکتر ندا رحیمی

مشاور خانواده (خانواده درمانگر)

شوهر خوب، توهم یا واقعیت؟
شوهر خوب، توهم یا واقعیت؟
چگونه نگاهی واقع بینانه به ویژگی های یک شوهر خوب داشته باشیم؟

شوهر خوب، توهم یا واقعیت؟

image

همه ما به نوعی تنهایی را تجربه کرده ایم و در برهه هایی از زندگی از نظر روانی احساس تنهایی داشته ایم و آرزو داشته ایم همسر یا شوهر خوبی داشته باشیم تا تنهایی ما را پر کند .اما آیا شوهر خوب وجود دارد؟ یا شوهر خوب یک توهم است و اصلا چنین چیزی وجود خارجی ندارد؟
معمولا بیش تر انسان ها از مدت ها قبل از ازدواج، یعنی ابتدای نوجوانی درباره شریک عاطفی ای که روزی به وصال او می رسند، فکر می کنند. شما وقتی به مرد یا زن رویاهای خود می اندیشید او را درحال خاراندن گوش خود با کلید منزل تصور نخواهید کرد! واقعیت های زندگی گاهی اوقات مشمئزکننده است. گاهی اوقات همان قدر که عاشق هستید می توانید از مرد زندگی تان بدتان بیاید و این یک اتفاق طبیعی است.
یک مرد خوب مرد بی عیب  و نقص نیست! چون یک انسان نرمال متشکل از خوبی ها و بدی ها، عیب ها و مزیت های گوناگون است.
پیش از همه برای رسیدن به معنای شوهر خوب باید نگاه واقع بینانه داشت، در این مقاله سعی می-کنیم به شما این نگاه واقع بینانه را هدیه بدهیم. حالا ببینیم با یک نگاه درست و واقع بینانه یه شوهر خوب چه ویژگی هایی دارد؟

1. شوهر خوب یک انسان نرمال است
اولین ویژگی یک انسان نرمال و بهنجار داشتن قدرت حل مسئله است کسی که در برابر مشکلات تسلیم نمی شود و سعی می کند برای مشکلات خود راه حل پیدا کند و برای حل مشکلاتش ابداع و تنوع در تصمیم گیری داشته باشد.

2. یک شوهر خوب دارای قدرت مدیریت است.
یک فرد باید بتواند محیطی که در آن کار یا زندگی می کند را مدیریت کند! مانند مدیریت هیجان ها یا مدیریت کنترل استرس. واقعیت این است که ما در فضایی سرشار از استرس و اضطراب زندگی می کنیم. از فقدان ها و مشکلات مالی و اقتصادی گرفته تا مسائل سیاسی، اجتماعی و محیطی. ولی یک فرد نرمال باید بتواند با این استرس ها مقابله یا از مکانیسم های مقابله ای برای رفع آن ها استفاده کند. کسی که زود می شکند و در برابر اندک استرسی کمر خم می کند نرمال نیست. هرکس ممکن است یک عزیز، مال یا شغلش را از دست بدهد اما باید بتواند محرومیت ها را تحمل کند و در برابر این فقدان ها قدرت مانور و سوگواری داشته باشد و به پذیرش نهایی واقعیت برسد.


3. یک شوهر خوب انسانی کنجکاو، علاقمند و باتوجه است.
انسان های بی تفاوت، بی احساس، غیرکنجکاو و غیر علاقه مند به موضوعات روزمره انسان های نرمالی نیستند. پس فردی می تواند یک شوهر خوب قلمداد شود که زیبایی ها را تقدیر و تحسین می کند و نسبت به آن ها کنجکاو است. فرد نرمال باید از خودش شور وحرارت نشان دهد و برای زندگی کردن شوق داشته باشد. افراد بی حال و بی احساسی که از خود ذوقی نشان نمی دهند به خصوص در مسائل خانوادگی و اجتماعی، افرادی سرد و بی احساس هستند  و این مسئله از ویژگی های یک همسر خوب به حساب نمی آید.

4. داشتن توافقات فرهنگی و اعتقادی
یکی دیگر از ملاک هایی که ممکن است شما آن را ویژگی یک همسر خوب بدانید، توافق های فرهنگی است که بین شما وجود دارد. رابطه به تفاهم نیاز دارد و همانطور که می دانید اختلاف فرهنگ ها فقط به این معنا نیست که شما در دو جای مختلف به دنیا آمده اید بلکه این اختلافات ابعاد بیشتری دارد و در همه زندگیتان رخنه می کند؛ از عقاید مذهبی تان گرفته تا مسائل اجتماعی، فکری، سبک رفتار عاطفی، ارزش ها نحوه پرورش فرزندانتان،  سنت ها و ..... البته منظور این نیست که شما و همسرتان درباره همه چیز اتفاق نظر داشته باشید تجارب شما در زندگی مانند هم باشد اما برای این اختلافات باید حد و مرزی وجود داشته باشد چون اگر فراتر از آن رودباعث به وجود آمدن تنش های زیادی می شود و داشتن رابطه ای هماهنگ را تا حدی ناممکن می کند.

آرش سدهیان | روانشناس بالینی
با آرش سدهیان عزیز در اینجا بیشتر آشنا شوید.


رابطه عاطفی را چگونه به خوبی تمام کنیم؟
رابطه عاطفی را چگونه به خوبی تمام کنیم؟
12 کاری که باید در هنگام اتمام رابطه ی عاطفی انجام دهید.

رابطه عاطفی را چگونه به خوبی تمام کنیم؟

image

شاید بسیاری از ما شکست عشقی یا عاطفی را تجربه کرده باشیم. اما اینکه چگونه با این مشکل روبرو شویم و چه کارهایی را پس از آن انجام دهیم و چه کارهایی را انجام ندهیم بسیار مهم است. در این مقاله قصد داریم تمام آن کارهایی که پس از شکست عشقی باید انجام دهید را بیان کنیم.

مطمئنیم با خواندن و انجام این 12 کار کمک بسیار زیادی به خود و طرف مقابلتان می کنید.

1. مسئولیت کامل شروع روند قطع رابطه (شکست عشقی) را بر عهده بگیرید
اگر احساسات یا نیازهایتان تغییر کرده است، اگر رویاهاتان دیگر به هم شباهتی ندارد یا زندگی تان در مسیرهایی متفاوت است، شجاع باشید و این را صریح اعلام کنید، نه اینکه طوری با شریک زندگی تان برخورد کنید تا مجبور شود اینها را به زبان بیاورد.
پال فالزون، مدیر یک شرکت خدمات آنلاین یافتن شریک زندگی می گوید:
وقتی احساس می کنید یک رابطه باید تمام شود نباید مسئولیت گریز شوید و کاری کنید که طرف مقابل خودش به زبان بیاید و بگوید که دیگر نمی تواند ادامه دهد. این باعث نابودی عزت نتفس شما می شود، این خاطره هیچ وقت از ذهنتان پاک نمی شود و هیچ وقت فراموش نمی کنید که شجاعانه عمل نکردید.
راسل فریدمن مدیر مرکز مشاوره ای «بهبودی از غم» در کالیفرنیا هم می گوید:
شما دوست دارید این بار را از دوشتان بردارید و جوری رفتار می کنید که بالاخره طرف مقابل بگوید که دیگر بس است و از این رابطه خسته شده اما این رفتار شما تمام تلقی آن آدم از زندگی را به هم می ریزد. طرف مقابل در ابتدا متوجه نمی شود که شما قصد دارید رابطه را قطع کنید و شروع می کند به پرسیدن این سوالات از خودش: آیا آدم ارزشمندی نیستم؟ آیا غیرجذابم؟ شما آرام آرام این احساس را در طرف مقابل به وجود می آورید که مقصر خودش است. شما به درک او ضربه می زنید و او به آنچه احساس می کند، می بیند یا می شنود اطمینان نخواهد کرد.
این نوع بلاتکلیفی می تواند آن را در رابطه های بعدی هم فلج کند. دیگر نمی تواند به از خودگذشتگی یا شایستگی نفر بعدی اطمینان کند.
2. قطع رابطه را رو در رو انجام دهید
یک نکته علمی: آدم ها در روند تکامل به مراوده رو در رو روی آورده اند و این باعث نزدیکی و آرامشی می شود که در رابطه از راه دور ممکن نیست. در یک قطع رابطه رو در رو ممکن است اشاره های غیرکلامی را حس کنیم که به ما اطمینان می دهند که همچنان قابل دوست داشتن هستیم. هر چیزی جز قطع رو در روی رابطه، این پیام اضطراب آور را در خودش دارد: «تو اهمیت نداری».
عده ای ممکن است فکر کنند با ایمیل زدن، پیامک فرستادن یا اعلام در فیس بوک می توانند از تلخی اعلام قطع رابطه کم کنند اما این روش های از راه دور به شخصی که خبر قطع رابطه را دریافت کرده چنان ضربه ای وارد می کند که در رابطه های بعدی اثراتش را خواهیم دید. فالزون می گوید:
وقتی شما هیچ توضیحی درباره دلیل قطع رابطه نمی دهید، طرف مقابل زمانی خیلی طولانی را صرف این مسئله می کند که چه مشکلی داشته و چه اشتباهی کرده است. این آدم بعد از شما به سختی وارد رابطه عاطفی دیگری می شود.
جان کاکیبو، عصب شناس دانشگاه شیکاگو می گوید:
اگر با ما از راه دور قطع رابطه کنند به احتمال زیاد در یک برزخ احساسی گرفتار می شویم. رو در رو نبودن قطع رابطه، درد ناشی از دست دادن یک رابطه پر ارزش را چند برابر می کند.
بدون یک پایان قطعی، وارد فکرهای بی پایانی می شویم که در اکثر اوقات به افسردگی منجر می شود.
سوزان نولن – هوکسما استاد روانشناسی دانشگاه ییل هم معتقد است:
در مواقعی که شخص تصویر ناقصی از وقایع اطراف دارد به احتمال زیاد در تفکر غرق می شود. این می تواند باعث سقوط احساسی شخص شود. عده زیادی از کسانی که از این سقوط جان سالم به در می برند به شدت به دیگران بدگمان می شوند و به سختی می توانند به کسی نزدیک شوند.
3. با وقار رفتار کنید
از آنجا که قطع رابطه یک سناریوی بالقوه انفجاری هست سعی کنید پیش از انجام آن به تک تک توهین هایی که خواهید شنید و تک تک فحش هایی که احتمالا خواهید داد فکر کنید. اینجوری موقع دعوا معقول تر حرف می زنید. محترم شمردن طرف مقابل باعث می شود او هم با احترام بیشتری با شما حرف بزند.
4. صادق باشید
اینکه بگویید «دیگر عاشقت نیستم» خوب است اما نباید از صداقت چماق بسازید یا همه چیز را فاش کنید.اگر مثلا از نحوه حرف زدن طرف مقابل نفرت پیدا کردید و تا دهنش را باز می کند حالتان به هم می خورد بهتر است این را در دلتان نگه دارید. جان پورتمن، استاد دانشگاه ویرجینیا می گوید:
مهمترین وظیفه شما این است که مراقب اعتماد به نفس طرف مقابل باشید. طوری بلا سرش نیاورید که نتواند هیچ رابطه موفق دیگری داشته باشد. نمک روی زخمش نپاشید. این شکنجه است.
روی بامیستر استاد روانشناسی دانشگاه دولتی فلوریدا هم معتقد است:
شما قصد دارید یک پیام را به طرف مقابل برسانید «تو آن کسی که من می خواهم نیستی». همین. پس نباید او را به این نتیجه برسانید که مشکل بزرگی دارد و پر از کمبود است.
5. بی خیال کلیشه های بد مثل «مشکل تو نیستی، منم» شوید
این جمله های تکراری و بی ربط فقط طرف مقابل را به این نتیجه می رساند که ذره ای احترام برایش قائل نیستید و با دم دستی ترین تکه های فیلم ها و سریال ها با آن برخورد کرده اید. شما به طرف مقابل یک توضیح درست (حتی مختصر) بدهکارید. باید به او توضیح دهید که چرا اوضاع آنطور که می خواستید پیش نرفته است، ضمنا نیاز نیست طرف مقابل را وادار کنید که دلایل تان را بپذیرد، به خصوص که چنین بحث هایی عموما به خشونت منجر می شود.
6. شروع نکنید به تحلیل جزء به جزء ماجرا
به اعتقاد راسل فریدمن:
این ایده خوبی نیست چون امکان ندارد به توافق برسید. شما می گویید ماجرا اینگونه رخ داده است و طرف مقابل می گوید نه! نه! ماجرا را اشتباه دیدی ... جور دیگری بود.
این رفت و برگشت های مداوم اکثر اوقات به دعوا یا بدتر از آن منجر می شود. بدتر از دعوا این است که شما در بحث ببازید و طرف مقابل شما را وادار به بازگشت کند، آن هم بازگشت به رابطه ای ناکارآمد که خودتان به دنبال پایان دادنش بودید.
7. کامل قطع کنید
برای اینکه جلوی ضربه را بگیرید نگویید که بیا از این به بعد دیدارهای دوستانه داشته باشیم. روی بامیستر می گوید:
اینکه به طرف بگویید بیا از حالا به بعد فقط با هم دوست باشیم ممکن است احساس گناه شما را از قطع رابطه کم کند اما برای طرف مقابل چیز خوبی نیست.
این ممکن است باعث شود او به اشتباه به آینده و بازگشت شما امیدوار شود و این امیدواری جلوی حرکت دو طرف به سمت زندگی بهتر را می گیرد.
8. موقع خداحافظی قدرشناس باشید
به اعتقاد فریدمن روزنامه نگار آمریکایی خیلی خوب است که هنگام خداحافظی یا رد و بدل کردن آخرین ایمیل ها دوران خوب مشترک را مورد قدردانی قرار دهید و این خوب است که حس ناراحتی تان را (از اینکه امیدهای مشترکتان به رابطه به ناامیدی تبدیل شد) بروز دهید. چنین کارهایی به طرف مقابل ثابت می کند که شخص ارزشمندی بوده است.
9. به تصمیم طرف مقابل اعتراض نکنید
التماس نکنید تا از تصمیمش صرفنظر کند. وقتی یکدفعه با شما قطع رابطه می کنند بهترین راه این است که بپذیرید این رابطه به پایان کامل خودش رسیده است. اینگونه روند بهبود عاطفی سریع تر می شود. دکتر هلن فیشر، انسان شناس کانادایی – آمریکایی در تحقیقات خودش متوجه شده است که آدم بعد از قطع رابطه، از همه کناره می گیرد اما با گذشت زمان، این کناره گیری اجتماعی کمتر و کمتر می شود و این یعنی شخص در پروسه بهبود قرار گرفته است اما به گفته فیشر، این پروسه به شدت حساس هست و هر ارتباط یا تلاش برای بازگشت طرف مقابل به او ضربه می زند.
اگر به طور ناگهانی یک ایمیل از طرف مقابل به شما برسد ناگهان به او تمایل پیدا می کنید و دلتان می خواهد رابطه دوباره آغاز شود.
فیشر یه توصیه ساده دارد:
هرگونه ارتباط با شخصی که با شما به هم زده را قطع کنید. نامه ها و کارت پستال هایش را دور بریزید. به او زنگ نزنید و بیخود تلاش نکنید که باهاش دوست بمانید.
10. از عشق سابق، شیطان نسازید
این فقط انرژی خودتان را تلف می کند و باعث می شود متوجه نشوید که به بن بست رسیدن یک رابطه دو نفره، تقصیر هر دو نفر بوده است و بی خیال نقشه انتقام شوید؛ چون این باعث می شود که طرف مقابل بیشتر از قبل در تفکرات شما حضور
داشته باشد و این یعنی عقب افتادن روند بهبود.
11. درد را به زور از بین نبرید
از مرگ یک عزیز، پایان یک رابطه بلندمدت یکی از بزرگترین ضربه های احساسی است که شخص می تواند تجربه کند پس کاملا طبیعی و در واقع ضروری است که شخص برای این فقدان سوگواری کند. پورتمن می گوید:
عشق شما را به شدت آسیب پذیر می کند. اگر اجازه دهید که عاشق شوید می توانید خیلی بد ضربه خورید.
پس درد طبیعی است. هر چه زودتر با این درد روبرو شوید، زودتر می گذرد.
12. فکر نکنید که بزرگترین عشق روی زمین را از دست دادید
به خودتان نگویید کلا یک آدم برای شما روی زمین وجود داشته است و حالا او را از دست دادید. روی بامیستر می گوید: عشق باعث می شود که فکر کنید فقط همین آدم است که با شما هماهنگ است. در فیلم ها و کتاب ها هم به این اسطوره دامن می زنند اما مسئله اینجاست هیچ چیز جادویی در مورد یک شخص خاص وجود ندارد.
در واقع در روی زمین تعداد زیادی آدم وجود دارند که می توانیم با آنها رابطه خوبی داشته باشیم. البته درست بعد از به پایان رسیدن یک رابطه عاطفی، نمی توانیم اینجوری فکر کنیم اما باید بپذیرید که به احتمال خیلی خیلی زیاد شما کس دیگری را پیدا می کنید و کمی بعد فکر می کنید که او هم تنها کسی روی زمین هست که به شما می آید.

حال که این مطلب مفید را خواندید، مطمئناً آگاه تر شده اید. و این آگاهی به آرامش و موفقیت شما رد روابط بعدی کمک زیادی خواهد کرد.

با این حال اگر هنوز در این زمینه نیاز به کمک حضوری دارید، معطل نکنید، همین الآن موبالیتان را بردارید و با ما تماس بگیرید:

تهران، بلوار آفریقا (نلسون ماندلا)، بعد از چهارراه جهان کودک، خیابان کیش، پلاک 44، واحد 1
02188209050 ، 02188670340 ، 02188670341
02188642888